داود بن علينقى وزير وظايف
146
سفرنامه ميرزا داوود وزير وظايف ( فارسى )
پوششى از ماهوت سبز انداختهاند ، يك دستگاه چهل چراغ دوازده شاخه ، كه شاخههاى برنجى بود ، و چهار قنديل بلور ، پيش قبر آويخته بود . شرح حال عبدالمطلب شرح احوال آن دو بزرگوار را مختصر مىنويسيم : اما « عبدالمطلب » نام ناميش « شيبه » است ، مادر آن بزرگوار ، « سلمى بنت عمرو بن زيد الخزرجيّة » و كنيت آن بزرگوار « اباالحرث » است ، از اوصياء « حضرت عيسى » ، وى را دانند و كرامات بسيار به آن بزرگوار در تواريخ نسبت مىدهند ، كه از آن جمله است ، دعاى وى براى اصحاب فيل ، و اشعار آن بزرگوار در آن وقعه معروف است ، كه گرفت حلقه در را و گفت : يا ربّ لا أرجُو لَهم سِواكا * يا ربِّ فامْنَعْ مِنْهُمِ حِماكا إنّ عدوَّ البيت مَن عاداكا * امْنَعْهُمُ أن يُخْرِبوا فَناكا لاهُمّ إنّ العَبْدَ يَمنَعُ * رَحْلَهُ فامنَعْ رِحالَك لايَغلبنّ صَليبُهم * و محالُهُم عَدواً محالَك « 1 » و خداوند طير ابابيل را در هلاك آن قوم مامور فرمود . و از آن جمله است حفر « زمزم » بعد از انطماس « 2 » « جرهم » « 3 » كه او را به خاك انباشته بودند ، و كسى موضع او را نمىدانست ، آن بزرگوار سه شب متوالى در خواب مأمور به حفر « زمزم » گرديده ، و موضع را به او نمودند ، و هر چند از اهل « مكه » در اين كار يارى و معاونت خواست ، كسى يارى آن بزرگوار نكرد ، و در آن وقت جز يك پسر كه نامش « حرث » بود نداشت ، خود و پسرش دامن همت بر كمر استوار كرده ، مشغول حفر شدند و در آن روز بود كه
--> ( 1 ) - تنها بيت سوم و چهارم در متن كتاب نقل شده و در نقل آن نيز غلطهاى زيادى وجود دارد . ( 2 ) - محو كردن . ( 3 ) - جرهميان زمزم را پر كرده ، هيچ علامتى بر آن ننهادند لذا تا مدتى مكان آن نامعلوم بود تا در خواب به عبدالمطلب مكان زمزم تفهيم و بعد همان مكان حفر و زمزم كشف گرديد .